حمید شکری خانقاه با بیان اینکه حل مسائل ارتباطی در نهایت به موفقیت شخصی، سازمانی و حتیاجتماعی منجر می شود، میگوید: روابط عمومی حرفهای با تدوین یک برنامه راهبردی، و با ارائه یک پیشنهاد ارتباطی مناسب به اشخاص مناسب، از چند کانال مناسب، در یک زمان مناسب و برایحصول به یک نتیجه مؤثر و مناسب، دغدغههای ارتباطی را حل و مدیریت میکند.
نویسنده کتاب برنامه ریزی راهبردی ارتباطي در روابط عمومی، رسالت اصلی روابط عمومی را مدیریتارتباطات استراتژیک عنوان و تأکید میکند: روابط عمومی راهبردی، با هوشمندیِ استراتژیک و با بهرهگیری از جوشش، تحلیل و کنترل، از دادهمحوری به سمت دانش و خرد ارتباطی حرکت میکند و خودو دیگران را از تنگنای زندگی ماشینی به سمت دنیای انسانی سوق میدهد.
این استاد دانشگاه و استراتژیست ارتباطی، ادامه می دهد: روابط عمومی حرفهای، داده، محاسبه،واقعیت و مشاهده را ناکافی میداند و در نهایت در آنجا که به محدوده رسالت و ماموریت او مربوط میشود، انسانها، سازمانها و اجتماع را به سمت آرمانها، خواستهها و احساسات انسانی هدایت میکند.
شکری خانقاه معتقد است: درخت روابط عمومیِ هوشمند، با مسئلهشناسی، برنامهمداری،استراتژیمحوری، فرآیندگرایی، تفکر راهبردی و نگرش ارتباطی، آبیاری میشود و ثمره آن، موفقیت وحل تعارضهای ارتباطی فردی، سازمانی و اجتماعی است.
وی این فرآیند روابط عمومی را به کنش میکلآنژ تشبیه میکند و میگوید: همانطور که اینمجسمهساز، سنگهای بدقواره را به نمادهای بینظیری تبدیل میکرد، روابط عمومیها هم با پروردن وتجسم یک رؤیا، زواید و حواشی و بخشهای اضافی و غیرضرور روابط اجتماعی را میزدایند و باترسیم چشم انداز، همواره با برنامهریزی استراتژیک، به حل مسائل مهم سازمانی و اجتماعیمیاندیشند.
این دکترای تخصصی مدیریت ارتباطات و روابط عمومی استراتژیک، همچنین به سخن پائولوکوئیلو درکتاب کیمیاگر استناد و اضافه میکند: هرکدام از ما در عرصههای زندگی شخصی، اجتماعی وسازمانی خود باید خالق یک اثر هنری باشیم و راهِ خلق این اثر، آن است که در مواجهه با مشکلات،موانع و سنگ اندازیها کنار نکشیم، بلکه خود را کشف و با کیمیاگری، افسانه ذهنی و مأموریتارتباطي شخصی و اجتماعی خود را به یک پدیده واقعی تبدیل و هدف خود را محقق کنیم.
