16:27

1404/11/27

وطنم آنلاین

سینمای مصرفی

اینکه بسط اصلی هر جامعه ای می تواند ترویج  فرهنگ و هنر در سالن های سینما تئاتر باشد بر کسی پوشیده نیست

اینکه بسط اصلی هر جامعه ای می تواند ترویج  فرهنگ و هنر در سالن های سینما تئاتر باشد بر کسی پوشیده نیست  و اگر از شخصی پرسش شود که امروزه اصغر فرهادی یا پروفسور سمیعی افتخار آمیز، کدام یک می تواند معرف جامعه ای در چشم جهانیان باشد !؟ بدون شک فرهادی ها انتخاب این عصر خواهد بود. چون این سینما هست که اقشار مختلف جامعه را دور هم جمع آوری می کند. چه بسا منبع الهام از آیین و سنن همچنین رفتار و نگرش هر جامعه ای در موضوعات مختلف می تواند در قالب سینما به جهانیان شناسانده شود.

به حتم فرآورده های هنری در قالب سینما خط مشی فکر مخاطب را تعیین می کند و صاحب اثر می تواند نگرشی موضوعی در مورد اثر خود ایجاد کند. همانطور که سینمای جهان سال ها تحت تأثیر مسائل سیاسی و اجتماعی، جریان فکری زیادی را به بیننده تزریق نموده است، و به حتم تاثیر بسیار آن در جشنوارهای پوششی مختلف قابل چشم پوشی نمی باشد.

اینکه فیلمی با موضوعی سفارشی از قبل خود را آماده حضور در این فستیوال ها می بینند حقیقتی کتمان ناپذیر می باشد و به حتم اینکه دستاوردی همچون جایزه برای اشخاص خاص هم از پیش تعین شده دگر حقیقتی تکرار شدنی هست. وقتی امروزه شاهد بناهای سینماهای قدیمی شهر به صورت تخریب شده و یا محلی برای اسکان دستفروشان هستیم و سیلی از خاطرات نسلی که هنوز  خاطرات اولین سینما رفتن خود را برای یکدیگر بازگو می کنند، دیگر نمی توان به آینده سینما خوش بین بود و اگر هم نه ، این کمدی های چیپ و دم دستی امروزه سینمای کشور که حتی دلیل پرمخاطب بودنش را باید دلیل آن را فرار از غم سینمای اجتماعی و به دنبال یافتن شادی در فیلم های کمدی امروز دانست آیا !!

و جمله ماندگار – روبربرسون فقید – در جواب سوال خبرنگار ؛

خبرنگار : آیا قبول دارید فیلم های شما حوصله مخاطبین را سر می برد !

برسون : کدام مخاطبین  !

اینکه فیلم هایی همچون شب های روشن (فرزاد موتمن ) دشت خاموش ( احمد بهرامی) نیم رخ ها ( ایرج کریمی) چند کیلو خرما (سامان سالور ) و… در سینمای داخلی چقدر فروش یا شناخته شده و یا دارای بازخورد می باشند و مخاطب از دیدن همچین آثاری چقدر می تواند با ذهنی پر برگردد یک طرف ، و آثار فاحش و چیپ پرفروشی که اقلام مختلف فوتبالیست ، خواننده ، مانکن و بیکار  در آن مصرف شده اند تا جماعتی بتوانند خود را متحول کننده سینما در روزهای رکود بدانند،  باید شعور پایین مخاطبین را نسبت داد تا آزادی انتخاب برای گذراندن زنگ تفریح ! چون امروزه دیگر نمی توان واژه تفریح و سرگرمی را به سینما نسبت داد چون همانگونه که در اوایل مسیر کشف سینما فیلم قطار برادران لومیر توانست در دل مخاطب وحشت ایجاد کند ( شروع ایده سینمای ترسناک ) و یا برش واقعی چشم با تیغ در فیلم ژرژ ملیس بزرگ –  امروز هم واقعیت و اهمیت سینما موجب خوراک فکری در فرد خواهد گردید.

همانگونه که سینما مصرف می شود، ذائقه هم مصرف می شود ، نگرش تغییر می کند و رفتار شکل می گیرد، گاهی به روایت جنگ ، گاهی به روایت فحشا و گاهی هم به روایت سیاست و جغرافیا، گاهی جریانی توجیه می شود وگاهی نقد ، و مثل خمیر مایه شکل می گیرد در ذهن ، دست به دست میشود و آیا این کافیست !

نگاهی به کارگردانان ممتاز و پیشرو سینما  –  هاوارد هاکس ( قصه گو ) جان کاساوتیس ( سینمای مستقل ) باسترکیتون ( کمدی خطرناک ) روبر برسون و عباس کیارستمی ( مینیمالیستی ) برگمان و تارکوفسکی ( فلسفه ) هیچکاک و فینچر ( معما – تعلیق ) سهراب شهید ثالث و بلاتار ( روزمرگی و سیاه ) آنجلوتی و ژاک تاتی ( معماری ) وس اندرسون ( نقاشی ) فرانک کاپرا ( امید ) ترنس مالیک ( ادبیات ) و …. ثابت می کند که ایستادن به پای غیر مصرف هزینه سختی خوهد داشت ، ورشکستگی ، حتی دوری از ویترین جوایز بزرگ ( اسکار – کن – ونیز ) بدون حمایت از سینمای مستقل و هنری ، که سال های اخیر تحت تاثیر انتخاب برگزیدگان  مسائل وابسته می باشد برای بقاء … ! سینما مصرف می شود و مصرف می کند مثل چاپلین در نمای افتادن در دستگاههای کارخانه عصر جدید ، پیرمرد مصرف شده سوزنبان در فیلم سهراب شهید ثالث ، امروزه سینما جریان می سازد ، فکر می دهد و برای فرد تصمیم می گیرد !

سامان خیراندیش ( نویسنده و کارگردان مستقل فیلم و تئاتر )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *